X
تبلیغات
رایتل

خانوم شیوایی

...

نوجوون که بودم عادت داشتم دنبال تیکه پازل زندگی تو اتفاقای مختلف بگردم ٬ می گفتم هیچ چیزی بی دلیل تو زندگی آدم اتفاق نمی افته ٬ اینجوری شد که اونجوری بشه یا اگه اونجوری نمی شد این جوری نمی شد ...

بزرگتر که شدم کمکم پازل چیدن و کنار گذاشتم اما امروز یه اتفاق ساده دوباره ذهنم سمت پازل چیدن برد .

اگر اون اتفاق ساده یک سال پیش نمی افتاد  من امروز بلد نبودم چه کار کنم و شاید بهترین دوستم از من سرماخوردگی می گرفت .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

قدیما  بلد نبودم پازلای کوچیک بسازم

اون موقع ها فقط به اتفاقای بزرگ فکر می کردم

اما پازل کوچولو ساختنم حال میده ها

نوشته شده در پنج‌شنبه 11 آذر‌ماه سال 1389ساعت 01:21 ق.ظ توسط شیوا| 1 نظر|

Design By : Night Melody