X
تبلیغات
رایتل

خانوم شیوایی

...

واقعا باید دست اون بابایی و که شعر زپلشک آید و زن زاید و مهمان عزیزم ز در آید و طلا گرفت بیچاره روحشم خبر دار نشد که این شعرش چقدر شبیه زندگی این روزای منه

یک ماه تموم وقت صرف کردیم تا خونه جدید و به اون رنگ و طرحی که می خوایم در بیاریم و تمیزش کنیم بعد دقیقا همون شبی که فرداش می خوایم اسباب کشی کنیم سقف حموم خونه فعلی به علت ترکیدگی لوله میاد پایین و از قضای روزگار سقف این حموم یه نسبتی ام با کف حموم خونه جدیده داره و باز از قضای روزگار دقیقا این اتفاق همون شبی می افته که من موبایلم و تو یه تاکسی جا گذاشتم و باز از قضای روزگار انگار هیچ کس تو اون تاکسی نیست که که بعد از ۲۴ ساعت به این همه تماس جواب بده و جماعتی و از نگرانی خارج کنه و باز این بار از غذای روزگار دولت فخیمه نرخ جدید بنزین و اعلام می کنه

الان فقط می خوام داد بزنم ٬ داد بزنم می خوام بمیرم  اما از قضای روزگار نصفه شبه مردم خوابن تازه اگرم روز بود تو آپارتمان نمیشد داد زد



نوشته شده در یکشنبه 28 آذر‌ماه سال 1389ساعت 01:11 ق.ظ توسط شیوا| 4 نظر|

Design By : Night Melody