پا کوچولو قصه محبوب بچگی من بود ، قصه یه پسر بچه سرخپوست که دلش می خواست اسب داشته باشه ... یه روز پدرش بهش میگه اگر دلت اسب می خواد باید مثل یه اسب به دنیا نگاه کنی ، پا کوچولو با خودش میگه اگر یه اسب بودم دوست داشتم علفا رو بو بکشم ، تو آب چشمه خودم و نگاه کنم و همین کار و می کنه تا اینکه وقتی زیر سایه یه درخت خوابش برده بود بالاخره یه اسب زخمی پا کوچولو رو پیدا می کنه ، پا کوچولو از اسب مواظبت میکنه و اسب رام میشه و حالا پا کوچولو یه اسب داره.
پا کوچولو قهرمان موفق کم سن و سالی من بود ، اما چه طور میشه از چشم یه هدف نامرئی به دنیا نگاه کرد ؟ چه طور میشه اسب سرکشی و که نمیشه دید رام کرد ؟
پا کوچولو ... خانوم شیوایی باید چه کارکنه ؟
خدایا با هم رو در بایستی که نداریم ٬ خدا و بنده ایم داریم دوتایی آخر شبی اختلات می کنیم
اما خداییش و بخوای تقصیر خودت بود امروز وقتی فرمانروای بهشت و دیدم ٬ فهمیدم . تو که می دونستی بشر دوپا تو جزییات ظاهری مغزش هنگ میکنه چرا اسم همه پیامبرا تو مثلا نذاشتی جرجیس و اسم دین همشون و یکی نکردی که حداقل آدما سر دین با هم جنگ نکنن
آدم بعضی وقتا حیرون می مونه تو کار تو
چند سال پیش پشت جلد یه کتاب خوندمش . امروز ناگهانی در نا خودآگاهم ظهور کرد .
" موانع پیشامد های هولناکی هستند که فقط وقتی چشممان را به روی هدف می بندیم آن ها را میبینیم "
فک کنم راس میگه
Zuko نقش منفی سریال آواتار آخرین باد افزاره ، شاهزاده جوون اهل کشور آتش که به خاطر فضولی تو کار بزرگترا تبعید شده و تنها راه بخشیده شدنش دستگیری آواتاره .
Zuko یه نقش منفیه کامله ، اصلا نمی خنده ، به شدت خشن و بداخلاقه و هیچ چیز به جز آواتار براش اهمیت نداره اما باز هم فوق العاده جذابه .( این نظر خیلی های دیگه هم هست )
غیر از ویژگی های اخلاقی از نظر قیافه ام خوب طراحیش کردن سری که به جز قسمت دمب اسبی موهاش بقیه اش تراشیده شده ، صورتی که نصفه اش سوخته و اندامی که با یونیفورم آتش افزاری کاملا مردونه به نظر می رسه ، تنها مشکل این کاراکتر صداش بود ( مثل صدای یه پسر تازه بالغ شده ) که اصلا بهش نمی اومد اما با دوبله و صدای مجید حبیبی خوشبختانه برطرف شد.
من همین جا Zuko رو به عنوان جذاب ترین کاراکتر کارتونی و همینطور دوست داشتنی ترین نقش منفی انیمیشن دنیا معرفی می کنم .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو این انیمیشن خیلی چیزا رعایت شده که برام جذاب بود مثل حسای زیر پوستی کاراکتر ا
قصه درباره چهار تا کشور خاک و آب و باد و آتش که با حمله آتش افزارها
به کشورهای دیگه توازن به هم می خوره و تنها کسی که می تونه توازن برقرار
کنه آواتار بوده که به هر چهار عنصر مسلطه و ...
لطفا این مطلب و بدون هیچ تعصبی بخونید .
----------------------------------------------------------------------------------------------------
می گم اگه یه پیامبر ظهور کنه و برای تبلیغش وبلاگ بنویسه ٬ اسم وبلاگش و چی میزاره ؟
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت : من قصد ندارم ادعادی نبوت کنم
نمی دونم چرا همیشه تو بهار دچار یاس فلسفی می شوم به خصوص هر چی به اردیبهشت نزدیک تر می شیم ٬ انگار آلرژی روحی دارم ٬ خیر سرم خودمم تو همین ماه به دنیا اومدم .
هر چی ام که بقیه سعی می کنن همه چی روبراه باشه باز زمین به عشق خودش می چرخه و یکی درمیون نت تلاش اطرافیان و فالش می کنه . القصه به دوم اردیبهشت که می رسم ارزو می کنم که ای کاش یه هفته دیگه دوم اردیبهشت باشه اما خوب دوم اردیبهشت فقط یه بار در سال اتفاق می افته و محاله یه هفته دیگه باشه
فک کنم دستم رو شد ! بعله امروز تولدمه ٬ خانوم شیوایی امشب برای بیست و پنجمین بار به دنیا می آد .
دلتون بسوزه من بزرگ شدم خانوم شدم شماها همون قدی موندین
اما گذشته از شوخی باید انواع و اقسام فینتیل و به کار ببندم تا امشب سرحال باشم و به بقیه که تقصیری ام ندارن بد نگذره .
خوب من امشب ساعت نه ونیم به دنیا خوش میام
خوب پس تا اون موقع بهتره از فرصت استفاده کنم و زیر درخت سیب بدون هسته
دراز بکشم و از رود شیر و عسل شیر کاکائو بخورم و رقص چپن در قیچی حوری
پری یا رو ببینم تا همین که چشم گرم شد دو تا شون بیان و بیدارم کنن که
زود باش نوبت توئه منم از سرسره بهشت سر بخورم و بیام تو دنیا.
بعضی وقتا ... دقت کردین آدم چقد دلش می خواد از قصد تابلو خالی ببنده...